تبليغاتX
آئینه
آئینه


دست نوشته هایی برای نخواندن



 

  سلام

سلام برحرم غم گرفته ی زهرا

به دیده و دل ماتم گرفته ی  زهرا
سلام بر بدن پاره پاره ی پسرش
قلم چگونه بگوید چه آمده بسرش
سلام بر گل زهرا که با دل پرخون
ز راه عشق همی کرده عقل را مجنون 

سلام بر لب عطشان ِ خیزران دیده
به چشمهای پر از خون که دیده نادیده
به زخمهای فزون از ستاره درشب تار

بسان غنچه ی بشکفته در خیال بهار

به گلستان بلا لاله ها زخون دارد

دلش شکسته، سرش ماجرا فزون دارد

سلام بر گل روی ستاره و خورشید
به روی ماه بنی هاشم آن جوان رشید

کشیده قامت و مه طلعت و بلند احساس

به کوه غیرت و سقای کربلا عباس

به طفل تشنه لب، آن غنچه ی زبان بسته

که راه کامل حجت به شامیان بسته
به شاهزاده اعظم جوان علی اکبر
که بود خَلقاً وخُلقاً شبیه پیغمبر
سلام بر گل روی سه ساله ی زهرا

که بود ماحصلش ناز دانه ی بابا

سلام بر دو گل نور دیده ی زینب

به سرو قامت ازغم خمیده ی زینب 
به زینبی که بود قهرمان کرببلا
 زنی به صبر وشجاعت نشان کرببلا

 

محرم

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 16:23 توسط خسروشاهی |