تبليغاتX
آئینه
آئینه


دست نوشته هایی برای نخواندن



آقا سلام

آقا سلام بهر دعایم اجابتی

با بودن تو نیست مرا هیچ حاجتی

نادیده گیر غفلت خوبان زشت را

روشن نما سیاهی این سرنوشت را

آقا سلام ما به جوابی نمی رسد ؟

از سوی مکه هیچ خطابی نمی رسد ؟

مستاصلم که تا به کجا پیش برده ام

حق خدا و ناس و دل خویش خورده ام

ای تک سوار صاعقه ای میر سرمدی

این جمعه هم غروب شد اما نیامدی !!!

از دل صفای آینه را می برد غبار

تا صبح جمعه ی دگری چشم !!! انتظار ...

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 10:40 توسط خسروشاهی |



عین عشق

از ما به سوی گلشن ایمان سلام باد
هم نام و یاد و همتشان مستدام باد
اندیشه ای که بی شهدا می چکد به ذهن
حتی به قدر قطره ی باران حرام باد

جایی که عین عشق سزاوار ما نبود

شین شهادتین شماها مدام باد

عنقا که قاف عشق به خود آشیان نمود

باید زبان و دست قلم بی کلام باد

وقتی غزل سراغ ندارد ز لاله ها

بهتر که شعر و شاعر آن بی پیام باد

از خود پریده بود کبوتر که کوچ کرد

غم نامه ای که دفتر ما را دوام باد

از قطره های خون شهیدان گلی شکفت

تقدیم گام قائم(عج) عالم قیام باد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:33 توسط خسروشاهی |



 

آسمان رنگ خدا بود

مهر و سجاده و تسبیح و خدا بود ولی ...

گوشه ی مسجد و قرآن سر ما بود ولی ...

بوی پیراهن یوسف که صبا می آورد

به دل خسته ی عشاق صفا بود ولی ...

گفته بودند که شق القمری  خواهد شد

چشمهامان نگران تو چرا !!! بود ولی ...

آسمان رنگ خدا بود و تمنا می کرد

رمضان اوج خدائی خدا بود ولی ...

من به بیچارگی خویش نظر می کردم

چه شب غمزده در صبح ولا بود ولی ...

«قاب قوسين اَو اَدني ... فتدلّی»ی دگر

قاف قرآن پی قوسین لقا بود ولی ...

ربنایی که قنوت همه ی دل شدگان

گریه هایی که مناجات و دعا بود ولی ...

کهکشان بود و ملائک پر پرواز نداشت

فکر و ذکرم همه جا با شهدا بود ولی ...

جمع و تفریق نمودیم که این حاصل عمر

گم شدن در غزلی بی سرو پا بود ولی ...

هر کجا رفتم و هر جا که دلم را دیدم

مقصد اصلی ما کرب و بلا بود ولی ...

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 11:13 توسط خسروشاهی |



تشنگی

فتاده رعشه به جانم هنوز برپایم

منم که شب به سحر رو به در گهت سایم

تو نازنین منی ناز می کنم بر تو

تو ناز می کشیم من به وجد می آیم

به قعر چاه فتادم ز سوز و ساز عطش

جواب تشنگیم آب بود در نایم

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 14:43 توسط خسروشاهی |